خورشاه بن قباد الحسينى
160
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
ارتكاب آن سفر دفع فتنهء القاس ميرزا بود ، خاطر مبارك را به عهد و سوگند او مطمئن نتوانست ساخت ، لاجرم از آق شهر « 1 » كوچ فرموده به طرف گنجه و بردع « 2 » بيرون [ 123 ] رفت و از آنجا به جانب شروان « 3 » توجّه فرمود . ذكر نهضت نمودن حضرت شاه عالميان به طرف شروان از براى دفع فتنهء القاس ميرزا و قلع و قمع اعدا حضرت شاه خلافت پناه در واردات احوال همايونفال خويش آورده كه من ( هرگاه كه تاريخ تيمورى مىخواندم و به اين بيت مىرسيدم كه : شعر شده شاهرخ همرهش در مصاف * بسان دو شمشير در يك غلاف مىگفتم من و القاس اين حال داريم . من او را از تمامى برادران و فرزندان دوست [ تر ] « 4 » مىداشتم . قبل از آنكه ياغى شود گفته بودم كه در مشهد مقدّس معلّى دويست و پنجاه تومان به سادات و صلحا و اتقيا به رسم قرض بدهند و تا القاس در حيات باشد آن زر را از ايشان نگيرند ؛ تا آن جماعت در آن آستان ولايت آشيان به دعاى درازى عمر او قيام و اقدام نمايند . من با او در اين مقام بودم ؛ عاقبت او كفران نعمت كرده به سخن جمعى مفسد گمراه قطع صلهء رحم نمود و در شروان اظهار ياغيگرى كرده رايت مخالفت برافراخت و خطبه و سكّه را به نام و القاب خويش مزيّن ساخت . هرچند ناصحان نزد او فرستادم و او را از آن حركت شنيع منع نمودم به جايى نرسيد ، من هم حوالهء او را به خداى تعالى كردم و نزد او پيغام دادم كه من هرگز با تو بدى نكردهام ، چون تو در مقام بدى آمدهاى من آقايى دارم تو را به دو مىسپارم ، همچنانكه در خيبر را به يد ولايت از جاى بركنده به دور انداخت ، سر سركش تو را نيز مىتواند از تن جدا ساخت ) « 5 » .
--> ( 1 ) . آق شهر : شهرى است از ولايت قونيه در تركيه ( لغت نامه ) . ( 2 ) . بردع : شهرى است در قفقاز ( حدود العالم ) . ( 3 ) . ب : شيروان . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . مطالب بين الهلالين ( ) برگرفته از تذكرهء شاه طهماسب ، صص 3 - 42 .